My Love... mY cuRly-haireD mAnI



پروانه

۱۳۸٩/٧/٢٤
تام و جری غارنشین

دارم برای مانی کتاب می خوانم. تاریخ تکامل نوع بشر! می رسیم به انسان های غار نشین. می خوانم:

"لباس های انسان غار نشین ابتدا از برگ درختان بوده."

مانی با شیطنت می پرسه:

"اونوقت  در فصل پاییز لباس هاشون می ریخته!؟"

....

و بعد تخیلش می بردش به عصر تام و جری غارنشین. جری موهای تام را غژژژژژژژ   "shave" می کنه. تام با برگ  "اونجاییش که جیش ازش میاد بیرون" رو می پوشونه و خوشحال جری رو دنبال می کنه. یه دفعه پاییز می شه. باد پاییزی می وزه و برگ ها زرد می شند و "drop drop " می افتند... 

 



پروانه

۱۳۸٩/٥/٢٤
President Mani

در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری امریکا مانی که طرفدار اوباما شده بود از میس کپولا، معلم پیش دبستانش، پرسیده که آیا وقتی که بزرگ بشود می تواند مثل باراک اوباما کاندیدای ریاست جمهوری شود؟ معلم مدرسه با تردید گفته که بهتر است  این سوال را از والدینش بپرسد . وقتی دنبال مانی می روم میس کپولا در زمین بازی مدرسه  موضوع را با من در میان می گذارد و می گوید که از آنجایی که طبق قانون اساسی امریکا رییس جمهور باید متولد آمریکا باشد جواب واقع گرایانه این سوال منفی است ولی دلش نمی خواسته دل بچه را بشکند و آرزو هایش را محدود کند. از او به خاطر درایتش تشکر می کنم.

به مانی از قانون الزام تولد در امریکا می گویم و این که می تواند البته رییس جمهور ایران بشود! اضافه می کنم که اما :

"وقتی که باراک اوباما هم سن تو بود پدرش حتی نمی توانست در انتخابات رای دهد چون سیاه پوست بود! آنها برای گرفتن حقشون مبارزه کردند. تا به آنجا رسبدند که حالا نه تنها می توانند رای بدهند بلکه می توانند رییس جمهور بشوند. پس هر آرزویی را می توانی داشته باشی به شرطی که برایش تلاش کنی و نا امید و تسلیم نشوی."

چشمان مانی می درخشد.  می جهد و  دستانش میله ی بارفیکس را می قاپد. فریاد می زند :

"مامان ببین من می تونم از این طرف تا اون طرف مانکی بار برم."



پروانه

۱۳۸٩/۳/٢۸
Self portrait of the artist



پروانه

۱۳۸٩/۳/٢٥
عشق

مانی داره فیلم طنزی را می بینه که به نظرش آدم های "cool " ی توش هستند. دو دختر و سه پسر نوجوان. ار آنجایی که فیلم برای نوجوانان ساخته شده مراقبت شده که صحنه ها و دیالوگ ها خیلی س ک س ی نباشه ولی تمام مدت فیلم دور و بر موضوع تور کردن و دید زدن و خیانت و ... هست. مانی حوصله اش سر میره دیگه میگه:

- عشق مگه چه ارزشی داره که اینقدر شما خودتون رو اذیت می کنین بابا! برید با مامانتون عروسی کنید راحت شید دیگه!

 



پروانه

۱۳۸٧/٩/۱۳
00

مانی: مامان، دو تا zero (صفر) کنار هم میشه hundred (صد)؟

من: نه. یه یک با دو تا صفر میشه hunderd.

مانی: اون که می شه one hundred! پس  oneش رو برداریم باید بشه hundred.

---------------

 

100= one hundred 

100= one hundred

00= hundred

 



پروانه

۱۳۸٧/٧/۱٤
عکاسی

از دریچهء دوربین من:

 از دریچهء دوربین مانی:

 



پروانه

۱۳۸٧/٧/٤
کلاس علوم

معلم :

Where is our heart?

مانی  دستش رو گذاشت روی سینه.

معلم:

OK, and what does our heart do? 

مانی:

It loves people.

 



پروانه

۱۳۸٧/٥/٢٤
تولد بچه هامون مبارک

مرسی از این که بدون این که من اعلام تولد کنم شما تولد مانی رو تبریک گفتید. خوش به حال مانی که اینقدر دوست های خوب داره. براش پیغام ها رو خوندم. کیف کرد. این شنبه براش یه تولد می گیریم توی پارک آبی یا کنار استخر  یا اصلا توی استخر :)  . کیک رو می خواهیم بگیریم رو دستمون جلوی تاب. مانی مجبوره حسابی خودش رو تاب بده و سعی کنه که خودش رو برسونه به کیک و  به موقع شمع ها رو فوت کنه! یا چطوره ۵ شمع شناور بذاریم رو آب تا شنا کنه و فوت کنه!

در مورد جربان تولدش بعدتر می نویسم. ولی به این بهانه می خوام در جواب سوالی که یکی از مامان های وبلاگ برای دختر گلش بگیره کوتاه چند تا پیشنهاد جشن تولدی بدم. برای خوش گذشتن به بچه ها.

کارهای ساده ای که توی تولدهای مانی جواب داده:
1. حباب ساختن زیااااد برای بچه ها که بپرن بالا و بترکونن. همراه با موسیقی. نوبتی بگذارید خودشون هم فوت کنن. اگر قابل کنترل هست.

2. گریم صورت بچه ها. خیلی ساده. و چند تا کلاه و گوش و دم!
3. مسابقه های خیلی ساده. مثلا: به تعداد بچه ها (چند تا هم زاپاس داشته یاشید) بادکنک را باد کنید. ولی کم باد باشه تا زود نترکه. با  نخ /کاموا  هر بادکنک رو ببند به مچ پای هر یک از یچه ها. بعد مسابقه ترکوندن بادکنک بدون دست. با اون یکی پا ..نشستن روش..

۴. هدیه های کوچیک امن (هم شکل) برای همه. مثل دفترچه، استیکر...برای موقع خداحافظی.

تولدتون مبارک مردادی ها:

پانته آ

آندیا

پگاه

نیما

آنوشا

یونا

... 

-----------------------------------

شما هم پیشنهاد بدین.

 

 



پروانه

۱۳۸٧/٤/٥
یازی آتش و آب

یک آزمایش خوشگل و علمی برای بچه ها.

مواد لازم:

١. آب

٢. شمع

٣. رنگ

۴. تنگ شفاف

۴. بچهء فضول

۵. مامان (یا/و بابای) باحال

مراحل آزمایش (غیر از روشن کردن شمع خود بچه همه را انجام دهد):

١. مقداری آب در یک بشقاب گود بریزید.

٢. چند قطره رنگ به آن اضافه کنید. (برای جلوه)

٣. شمع روشن  را درون آن بگذارید. 

۴. تنگ شفاف را وارونه روی بشقاب بگذارید. طوری که آب اطراف دهانه تنگ را بپوشاند. 

  از پیش به بچه نگوییدساکت بگذارید خودش مشاهده کند ولی این اتفاق میفتد:

سوختن شمع باعث ایجاد خلائ می شود و آب بشقاب را به درون تنگ میمکد. جالب تر اینکه از آنجایی که آتش به اکسیژن نیاز دارد اکسیژن آب را می کشد و آب حباب میدهد! و وقتی که دیگر اکسیژنی در محیط درون تنگ وجود ندارد شمع خاموش می شود.

از بچه بپرسید سوالی ندارد؟ هر سوالی پرسید نشان دهید که سوال جالبی هست و نظر خودش را بپرسید.

اگر خودش این سوال ها را مطرح نکرده بود از او  سوال کنید:

١. چی شد؟

٢. چرا آب رفت توی تنگ؟

٣. چرا آب حباب داد؟

۴. چرا شمع خاموش شد؟

(اگر شمع دود کرد) ۵. چرا دود به طرف بالا نرفت؟

بگذارید بچه این آزمایش را بارها انجام دهد و نگاه کند. 

مناسب با سن بچه برایش توضیح دهید ولی به  تخیلش احترام بگذارید! ( کی میدونه؟ شاید اون درست تر می گه!)

 ----------------------------

راستی،

 روزمون مبارک

 خوش به حالمون که مامانیم.



پروانه

۱۳۸٧/۳/۳۱
رنگ بازی

مانی( داره نقاشی می کشه) :

- مامان، مامااااااان، ماماااااااان.

من  (تو یه اتاق دیگه داریم با روزبه فوتبال یورو ٢٠٠٨ نگاه می کنیم):

 - چیییه؟

مانی:

 - اشکالی نداره دستام رنگی شه؟

من:

 - نه اصلا اشکالی نداره.  

من (می رم به دیگ آبگوشت و نقاشی مانی سر بزنم)  :

 وااااای!!!  مانی ! دستها بالا!

 

 

 

[ خانه| آرشيو | نامه برقی ]

مامانی من
آرشيو
ای میل من
! من در یاهو
! آلبوم عکسای من

دوستان

treehouse
cartoon network
space
buildbearville
Spiderman
سایت کودکان
pbskids
فوتبال
ری را پرنده کوچک
رنگ بازی
مينو وندلا
آقای سه سوت
مانی فسقلی
محيا
کسرا خان
آرتا
دلارام
حسين
پگاه و پارسا
حسن و حسين
راشين مامان بابا
حس قشنگ مادری
اندیای مهربون
آندیا و شایان
هیژا
یونای من
آرش
کورش
library


مانی . مو فرفری.