My Love... mY cuRly-haireD mAnI



پروانه

۱۳۸٥/۱٠/٢
اولین شب چله مانی در امریکا

 اولین شب چله مانی در امریکا بهش خیلی خوش گذشت.مدتی بود دلش میخواست به مهمونی بره یا مهمون بیاد خونمون. صبح که بیدار شد تدی رو آورد و اعلام کرد که امروز جشن تدیه. بعد وودی و هاپو و خرس سفیدو مار و ... را گرد نشوند دور تدی و یه بیسکویت گذاشت وسطشون. شب قبلش به باباش گفت زنگ بزن عمو منصور و خاله شهناز بیان خونمون.  ولی آقا منصور اومد دنبالمون  که ما رو ببره خونهء اونها. شهناز خانم سر کار بود و ساعت حدود ۶ میرسید خونه. با آقا منصور اول رفتیم فروشگاه کاروان (عرب) آجیل گرفتیم و بعد هم کاسکو برای هندونه. بقیه چیزها هم قبلا جور کرده بودن. خیابون ها به خاطر نزدیک شدن کریسمس تزیین شده بود و مثل شبهای عید خودمون یه شور حال دیگه داشت. مانی تو صندلی بلند ژیگولی مخصوص خودش تو ماشین آقا منصور نشسته بود و آهنگ ماشالله ماشالله ماشالله ایولله  ایولله ایولله که براش پر از خاطره های با حال هست گوش میکرد و خیابونارو تماشا میکرد.

 تمام شب  از اینکه با عمو منصور و خاله شهناز هست و هم از اینکه مناسک خاص و  خیلی خیلی خوشمزه ای در جریان بود کیف کرد.

بعد هم کلی ذوق کرد که شب تو اتاقی که محل استقرارمون تو هفته اول ورودمون به امریکا بود میخواد بخوابه. رو ردیف تشک ها ورجه وورجه میکرد. ما تو حال دور هم نشسته بودیم و فال حافظ میگرفتیم. .یاد بهشت خونهء مامان بزرگ بابابزرگهای بچه هامون میکردیم. مانی اونقدر بازی کرد تا خوابش برد. تا صبح کیفور خوابید.

---------

بخش خودمونی:

-بزن به تخته!

-پروين جرئت داری اين عکسارو به شايان نشون بده.

 

[ خانه| آرشيو | نامه برقی ]

مامانی من
آرشيو
ای میل من
! من در یاهو
! آلبوم عکسای من

دوستان

treehouse
cartoon network
space
buildbearville
Spiderman
سایت کودکان
pbskids
فوتبال
ری را پرنده کوچک
رنگ بازی
مينو وندلا
آقای سه سوت
مانی فسقلی
محيا
کسرا خان
آرتا
دلارام
حسين
پگاه و پارسا
حسن و حسين
راشين مامان بابا
حس قشنگ مادری
اندیای مهربون
آندیا و شایان
هیژا
یونای من
آرش
کورش
library


مانی . مو فرفری.