یه مدت مانی بند کرده بود به یه کارتون که باباش براش سی دی اش رو گرفته بود. نصف سی دی ماجراهای کوتاه دل و جیگر له کن از یه کره الاغ با مامانش بود( Hunky & Spunky) . نصفهء دومش را تا مدت ها نمیدونستیم چیه. چون تا به آخر ماجراهای کره الاغه و مامانش میرسید مانی دوباره بر میگردوند از اول. یواش یواش مانی تحت تاثیر این کارتون رفت تو قالب کره الاغه. شخصيت جديدش رو خودش علنا و عملا ثابت کرد. علنيش اينجوری بود که يه بار تو آشپزخونه بودم که اومد خودش رو معرفی کرد:
-مامان؟
-جونم؟
- من کره خرم، تو مامان خر!
فکر کردم روزبه شانس آورد که از بابای کره الاغه تو کارتون خبری نسیت.
عمليش هم اينجوری که یه بار وقتی سر کامپیوتر با هم حرفمون شده بود یهو چهار دست و پا شد، پشتش رو کرد به من و بهم جفتک انداخت! مدتی گذشت و مانی همچنان مشغول جفتک پرانی و عر عر با لهجهء آمریکایی بود! تا اینکه یه روز برای اصلاح معرفی خودش باز اومد سراغم:
-مامان؟
-چیه مامان؟
-من دیگه کره خر نیستم.
من خوشنود از اینکه بچه ام سر انجام از خریت بیرون اومده پرسیدم:
- خوب. تو چی هستی؟
-گاو!
نگو نیمهء دوم سی دی ماجراهای یک گاو هست (Molly Moo Cow)! جای شکرش باقیه که گاوه به کل بی پدر ومادر بود.
حالا دیگه جفتک نمیاندازه، شاخ میزنه! زبانش هم تغییر کرده ولی لهجه اش همون آمریکایی مونده: موووووو...