My Love... mY cuRly-haireD mAnI



پروانه

۱۳۸٥/۱۱/۱٦
به خانه بر ميگرديم!

وقتی برگشتم خونه مانی در رو به روم باز کرد.  تا منو دید هیجان زده شد و شروع کرد مثل اسب دور خونه دویدن. دستام رو که باز میکردم بدو بدو میپرید تو بغلم. بعد دوباره به شلنگ تخته میپرداخت.یه سوال با مزه هم ازم پرسید:

مامان، میز صندلی هواپیما رو باز کردی؟ روش غذا توچولو خوردی؟

گفتم آره قربونت برم ولی یاد تو بودمااا.کلی ذوق کرد وقتی دید از اون غذا توچولو ها براش آوردم.

و اما،

وقتی که از کیفم سوغاتیش رو در آوردم و نشونش دادم آقا فرمود:

WOW! thankooo

-----------

بخش خودمونی

- میثم می بخشی که نتونستم بهت سر بزنم. آخه یه خرده گرفتار بودم: یه ورک شاپ بود در بارهء آزمون سازی برای زبان های خاور میانه در شهری به نام پروو در ایالت یوتا.

- ژیلا ممنون

-نازی مانی واقعا خیلی عالی برخورد کرد. موقع رفتن حتی اومد فرودگاه و از پشت شیشه هواپیما رو دید و با روی باز بهم گفت اینجا وایمیسم هواپیمات پرواز تنه بای بای تنم!

این ببئی مال خودمه (بهنام)

- بهنام مرسی با تلفن و چت و ... هوای مانی رو داشتی (و داری)

- پست شیدا همیشه در جریان هست ها.۲ پست پایین تر.

[ خانه| آرشيو | نامه برقی ]

مامانی من
آرشيو
ای میل من
! من در یاهو
! آلبوم عکسای من

دوستان

treehouse
cartoon network
space
buildbearville
Spiderman
سایت کودکان
pbskids
فوتبال
ری را پرنده کوچک
رنگ بازی
مينو وندلا
آقای سه سوت
مانی فسقلی
محيا
کسرا خان
آرتا
دلارام
حسين
پگاه و پارسا
حسن و حسين
راشين مامان بابا
حس قشنگ مادری
اندیای مهربون
آندیا و شایان
هیژا
یونای من
آرش
کورش
library


مانی . مو فرفری.