My Love... mY cuRly-haireD mAnI



پروانه

۱۳۸٥/۸/٢
هی ببئی مو فلفلی من... دلم بلات قد دل مولچه کوچولو شده...

مانی امشبم خیلی رفتارش عجیب بود. بازم از اون وقتایی بود که خودشو تو قالب یک سالگیش جا کرده بود و مث اون موقعاش حرف میزد.. حرف که نه... ببلینگ می کرد. بازم سرشو طوری گذاشت رو شونم که دلم غش رفت.... کاملاً فهمیده بود قضیه چیه... دلتنگیاش خیلی عجیب بود.. کلی با هم ماشین بازی کردیم تا يه خورده سرحال اومد . ازش قول گرفتم که وقتی سوار هواپیما شدن یه چیزی به مامانش بگه که گفت: "باسه اگه یادم نله!!!" مانی من بدون تو چیکار کنم؟ دیگه قربون کی برم؟ دیگه تامپیوتل کی رو برم درست کنم؟ دیگه واسه صدای کی پشت تلفن غش و ضعف برم؟ دیگه... شاید حالا حالاها حتی اگه خود پروانه هم شروع کنه به آپدیت کردن اینجا من خودمم بنویسم توش. آخه آرومم می کنه.. مانی جان خداحافظ... خدا پشت و پناه خودتو مامانی و بابایی باشه...
توضيح: الآن ساعت ۵ صبحه و مانی و مامان و باباش نيم ساعت پيش تهران رو به مقصد آمريکا ترک کردن. ما تا طرفای ۴ مونديم تو فرودگاه و بعد با بابک و آراز و محمد برگشتيم خونه. تو وبلاگ خودم نوشتم در مورد رفتنشون. اين لينک عکس مانی مو فلفلی و گربه سگ مو فلفليه که ساعت ۳ نصف شب (يعنی حدوداْ ۲ ساعت پيش) انداخته شده. تو فرودگاه مهرآباد..  برم يه کم بخوابم. خير سرم تا ۲ ساعت ديگه مسافرم...

[ خانه| آرشيو | نامه برقی ]

مامانی من
آرشيو
ای میل من
! من در یاهو
! آلبوم عکسای من

دوستان

treehouse
cartoon network
space
buildbearville
Spiderman
سایت کودکان
pbskids
فوتبال
ری را پرنده کوچک
رنگ بازی
مينو وندلا
آقای سه سوت
مانی فسقلی
محيا
کسرا خان
آرتا
دلارام
حسين
پگاه و پارسا
حسن و حسين
راشين مامان بابا
حس قشنگ مادری
اندیای مهربون
آندیا و شایان
هیژا
یونای من
آرش
کورش
library


مانی . مو فرفری.