اولین جشن تولد مانی دور از ایران با آهنگ های کودکانه انگلیسی و فارسی، حباب بازی، رقص مجسمه، بازی بادکنک ترکونی بدون دست، شام، فوت کردن شمع های جادویی کیک تولد که هی روشن می شد و بچه ها رو ذوق زده می کرد، بازی با اسباب بازی های اتاق بازی، باز کردن کادوها، و کل و کشتی آخر شب مانی و فرزانه با بهروز گذشت.

مانی برای کادوها خیلی ذوق داشت. بهش گفته بودم که باید صبر کنه همه کادوها رو بعد از کیک تولد با هم باز کنه. یه بار دیدیم رفته کادویی که از طرف بهنام از کانادا براش رسیده بود رو بو میکنه که ببینه میفهمه توش چی هست! یه بار هم اومد ازم پرسید :
- مامان "دلم داره واسه کادوهام آب می شه" به انگلیسی چی میشه؟
گزارش تصویری تولد.
-----------------------
بخش خودمونی:
- دلم میخواد این رو بلند بگم که از همهء کسانی که با تبریکشون، حضورشون، و یا هدیه شون محبتشون رو به مانی نشون دادن ممنونم. بچه ها بیشتر از هر چیزی به مهر و محبت و عشق نیاز دارن و خیلی هم خوب درکش می کنن. بیشتر از اونی که ما بهش آگاه باشیم. ممنونم.
- فعلا برگشتیم پرشن بلاگ. بیشتر به خاطر آرشیو . بلاگ فا زاپاس میمونه. باید باز لینک ها رو درست کنم.