
وقتی به مانی خبر دادیم که فردا میخوایم ببریمش مدرسه اونقدر ذوق کرد که نمی دونستیم اگر در مذاکرات مالی با رئیس مدرسه به توافق نرسیم به مانی چی بگیم. در واقع با مدیر مدرسه برای مذاکره و بازدید از مدرسه و آزمایش مانی وقت گرفته بودیم. مدرسه یک هفته قبلش سال تحصیلی جدید رو شروع کرده بود. صبح مانی با ذوق بیدار شد. آماده اش کردم و راه افتادیم. نمی دونستم چطور می تونه از پس تطبیق با محیط جدید و بچه های به قول خودش "زبون نفهم" و بزرگ تر های غریبه ( و بیگانه) با این زبان نصف و نیمه انگلیسی اش بربیاد. تو این 10 ماهی که ما اینجا بودیم مانی خونه و اغلب با من بود. برای آشنایی اش با انگلیسی هفته ای دو روز به قصه خونی کتابخونه می بردیمش، هر شب براش قصه انگلیسی ( و فارسی البته) می خوندم و گاه گاهی هم کوپکو ، بچه همسایه رو برای بازی دعوت می کردیم خونه یا با هم می بردیمشون بیرون. در ضمن هر صبح برنامه کودک هم می دید. این اواخر گاهی باهاش چند جمله انگلیسی هم حرف می زدم. خوب برای مراقبت از فارسی اش نمی خواستیم زبان خونه مون رو انگلیسی زده کنیم.
درست از وقتی که وارد مدرسه شدیم و مدیر به استقبال مانی اومد مانی شروع کرد به بچه مثبت بازی! با هر کسی که روبرو می شد ، مدیر و معلم ها و بچه ها و مامان بابا ها (!) و راننده سرویس و غیره صحبت می کرد. تقریبا 3 ساعت تو کلاس بود. من هم دورتر می پاییدمش.
مانی مودب ، علاقمند و با اعتماد به نفس سخنوری می کرد:
hello
My name is Mani
I like stool ! = school
I love boots! = books
I tan (can) play a LOT of games
موقع تغذیه:
Wash hands? O tey (ok) My hands are tlean (clean) but I wash them adain ( again)
I have juice in my bad (bag). Wait! I …..here..mmm…eat…. look! I eat
موقع پازل بازی:
Yes, I tan (can) play puzzle. Very FAST
به بچه ای که اومده بود سراغ پازل مانی:
Hey, This is my puzzle! You want to play with me? Otey. Todether (together)
موقع داستان خوانی به بچه های سرکش:
Hey, tome (come) here. Sit down. It is story
موقع نقاشی:
I want paint too. Tankooo (thank you)
موقع آشنایی با حیوانات (کرم)
I want touch worms too.
به بچهء بغل دستی:
Oh, Your worm falled (fell) down. NO! don’t feet it ( Don’t step on it)
یه خط در میون هم میومد پیش من و بهم می گفت: اسمم رو نوشتی؟ آخر خودش یه کاغذ برداشت رفت به معلمه گفت:
Please write my name
معلمه هم نوشت:
MANI
مانی ورقه رو برداشت و با ذوق گفت : مامان! اسمم رو نوشتم مدرسه. بعد به همه اعلام کرد:
I am student. I go to stool (school) ANYday (everyday)
معلمها در مورد مانی نظر دادند:
He is So ready
فردای همون روز اسم مانی رو در کلاس هد استارت ( شبیه به آمادگی) نوشتیم و مانی از دیروز رسما دوران ستوذنتی اش (دانش آموزی) را کلید زد.
------------------------
بخش خوذمونی:
- گزارش تصویری اولین روز مدرسه مانی. عکس ها به ترتیب زمان هستند. اینجا
- خوشحالم..
--------------------------