هنوز واسه آپديت کردن اينجا يه سری مشکلاتی وجود داره که بنابراين خودم فعلاْ اينکارو میکنم. مانی و مامان و باباش رفتن خونهی خودشون و بنابراين تا مدتی به تلفن و اينترنت دسترسی ندارن. دايی مسعود مانی بهم قول داده که تو به روز کردن اينجا بهم کمک کنه. حالا تا ببينيم. ايندفعه يکی از عکسای مانی رو که تو گودبای پارتيشون ازش گرفتم ميذارم. توروخدا آدم میتونه دلش واسه اين ببئی تنگ نشه؟ 