My Love... mY cuRly-haireD mAnI



پروانه

۱۳۸٦/۱۱/۱٢
گمگشتگی

مانی داره کارتن می بینه. کارتن رقص فضایی. از کتابخونه گرفته. سفینه و فضا و رقص و آواز. من درست نگاه نمی کنم.حواسم بیشتر به داستانی هست که دارم می خونم. A thousand splendid suns . روزبه تو اتاق کامپیوتره. مانی داره با آهنگ ها جلوی تلویزیون خودشو می جنبونه. یه دفعه وای میسه:

- مامان؟

- هوم؟ (سرم همچنان تو کتابمه)

- فکر کنم اینا هم مثل ما گم شدن.

- هوم؟

سرم رو بلند می کنم. شخصیت های کارتن تو سفینه فضایی معلقند و در حالت بی وزنی بین زمین و هوا آویزون گیج می خورند و ترانه می خونند.

- اینا هم گم شدن. مثل ما.

کتاب رو می بندم. سفینه تو سیاهی بی کران کهکشان ها دور خودش می چرخه.

- مگه ما گم شدیم؟

- آره دیگه. اومدیم آمریکا گم شدیم. دیگه نمی دونیم چه جوری برگردیم خونمون. هواپیما ها دیگه هیچ کدوم نمیتونن برن ایران . گم شدیم.

....

چند دقیقه بعد، مانی و روزبه و من، برای رفع حس گمگشتگی، ردیف، جلوی تلویزیون، همراه با فضانوردان ننه مردهء معلق، عربده می سرودیم، و در فضای بلاتکلیفِ  غربت، شلنگ تخته های نه چندان موزون می پراکندیم.  

[ خانه| آرشيو | نامه برقی ]

مامانی من
آرشيو
ای میل من
! من در یاهو
! آلبوم عکسای من

دوستان

treehouse
cartoon network
space
buildbearville
Spiderman
سایت کودکان
pbskids
فوتبال
ری را پرنده کوچک
رنگ بازی
مينو وندلا
آقای سه سوت
مانی فسقلی
محيا
کسرا خان
آرتا
دلارام
حسين
پگاه و پارسا
حسن و حسين
راشين مامان بابا
حس قشنگ مادری
اندیای مهربون
آندیا و شایان
هیژا
یونای من
آرش
کورش
library


مانی . مو فرفری.