تولد وبلاگ

 یک سال پیش موقع خداحافظی ما با ایران، بهنام (گربه-سگ) این وبلاگ رو برای مانی درست کرد تا جایی باشه برای سلام های همیشگی.

behnammani.JPG 

فرودگاه مهرآباد. خداحافظی.

----------------

- مانی هیچ کس رو فراموش نکرده و مشتاق سفر به ایرانه.

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

مانی جون اميدوارم زود زود ديدارت با عزيزانت تازه بشه

شهرزاد مامان حسين

ای جونم. ايشالله هر چه زودتر بياين ايران. اون شکل که از بابايی درست کرده هم خيلی جالبه. ولی مانی جان کاش از زاويه ی ديگه ای به آدمها نگاه کنی

بهنام

اين مال کامنت شهرزاد مامان حسين بود... زاويه ی ديگه؟؟؟ مانی جان تو ۴ سال و نيمته تا ۴۵ سال؟؟؟؟ زاويه؟؟؟؟ اونم يه زاويه ی ديگه؟؟؟؟ اونم واسه یه بچه ی چهارو نیم ساله؟؟؟

بهنام

آخ که من قربون اون کله ی موفرفريش برم.. دلم واسش يه زره شده به خدا... پروانه اين عکسه رو از کجا پيداش کردی؟؟؟؟ دلم واسش دوباره غش رفت حدی يه سال گذشت ها.... خدا رو شکر که همه تون سرانجام گرفتين تو اين يه سال.. مخصوصاْ اين ببئی من که مدرسه ميره...

بهنام

نشستم يه دل سير آرشيوت رو خوندم مانی

رز سفيد-زهرا

ايشالا خودش تو وبلاگش بنويسه

ميثم

دلم خواست دلم مانی خواست دلم بهنام خواست دلم روزبه و پروانه خواست دلم همه روزهای خوب پشت سر رو خواست چه کنم که پشت سر نیست فضایی زنده پشت سر مرغ نمیخواند پشت سر باد نمی آید پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است پشت سر روی همه پنجره ها خاک نشسته است پشت سر خستگی تاریخ است پشت سر موج به ساحل صدف سرد سکون میریزد برم با تنهایی هام...

امید

سلام... همه اون چيزايی که ميثم نوشته بود منم ميخوام... دلمون خيلی تنگ شد ييهويی...

نازی

آخ که چه روزی بود اون روز مانی خواب بود و همه مشتاق در آغوش گرفتن او . مانی هم که فهميده بود يه خبرايی هست بهترين کارو اين دونست که خودش رو به ندونستن بزنه اما همه چيز رو خيلی خوب می فهميد