ولنتاين مبارک ، چرا که نه!

نه اینکه فکر کنید ما خیلی گوگولی مگولی و رمانتیک هستیما. نه.ما اصلا تو عالم ولنتاین نبودیم. من و مانی رفته بودیم فروشگاه (Safeway ) نون و شیر بخریم که دیدیم چه خبره. گل بارون.بادکنک. هدیه های تو دل برو. رنگ های قرمز و صورتی.  من هم که آماده جوگیر شدن! مانی سر ذوق اومد و از فراز تخت روانش (چرخ دستیه دیگه)ناحیه های تزیین شده رو شناسایی میکرد و فرمون میداد.

به ردیف کارت ها که رسیدیم یادش افتاد میخواسته برای رفقاش نامه بفرسته. یک ساعتی کارت های متنوع رو نگاه کردیم. برای هر مناسبتی کارت بود: تولد، تشکر، تسلیت،خونه جدید،خداحافظی، سالگرد، بیماری، دعا، دلم برات تنگ میشه، ببخشید دیر کردم، آفرین، نترس دارمت، مادر،پدر،دختر، پسر، نوه، بابا بزرگ، عمه ، اولین سال تولد، دومین سال تولد، سومین سال تولد...چهلمین...پنجاه...

یکی از یکی خوشگل تر. دلم میخواست همه شون رو واسه همه بخرم (واسه خودم بیشتر!)  ولی گرون بودن. یه کارت برای بابک و افسانه گرفتم و تو مخ مانی چپوندم که اگر خودش کارت درست کنه رفقا خوشحال تر میشن (جان من خوشحال تر شید)! رفتیم سراغ عکس برگردون ها. اینبار رفتیم تو بحر تنوع طراحی اینا...یه سری عکس برگردون گل بلبلی انتخاب کردیم.

 آقای صندوقدار در حال چک کردن اجناس پرسید اهل کجاییم. گفتم ایران. گفت خوبه که در این موقعیت پراسترس اینجا هستم. من هم گفتم که ایران کشورم هست و هر جا باشم برام مهمه. اونم با خوش اخلاقی تایید کرد. یه مشتری دیگه که پشت سر من منتظر نوبتش بودهم از موهای فرفری مانی تعریف کردو گفت:

he is a hamdsome boy

آقای صندوقدار مهربان نگران من (!) هم گفت:

I wish I had his hair

با موهای مانی تصورش کردم ! جالب از آب در نیومد!

در همین اثنا آقای "پاکت های خرید رو تو چرخ دستی بذار"داشت به مانی میگفت:

You have got a great bike. It's so good

  بعد از پرتاب تعارفات اینچنینی در حین حساب کتاب و have a nice day و  بای. وقتی دور میشدم شنیدم آقا مشتریه به آقا صندوق داره میگه:

 She is a good girl

و آقای صندوقدار تایید میکنه!

بابا!!! خوبی از خودتونه به اینگلیسی چی میشه!

 با ذوق و شوق راهی خونه شدیم. تو راه به خاطر برداشتن چند تا از این ژله کوچولو ها  تو رستوران فرانسوی ناهار خوردیم!

خونه دیدم روزبه هم برای شخص بنده ecard فرستاده! گل و موزیک و اینا.حالی نمودیم و با مانی یه کارت زنبور تو گل نمکی براش جواب فرستادیم و رفتیم سراغ خلق آثار هنری.یه مشت مداد شمعی و کارت سفید و عکس برگردون و...دادم خدمت آقا و ....

 خلاصه.حاصل کار هنری آقا شد چند کارت تبریک برای تامی، تارا، بهنام، ترانه. پشتشون هم نوشت!

یک کارت هم برای خودمون درست کرد و اعلام کرد مطمئنه بابا ببینتش خیلیییییی خوشحال میشه. برای هر چه بیشتر سورپریز کردن بابا نقشه ریخت که کارت رو تو کمد قایم کنیم تا بابا زود نبینتش!  و بعد که بیشتر فکر کرد و به نتیجه رسید طاقت نمیاره صبر کنه تا بابا خودش بی هوا در کمد رو باز کنه و: وااااای این چیه!!!! بشه تصمیم گرفت اصلا خودشم بره با کارته تو کمد تا بابا دنبالش بگرده. شایدم میخواست از کارته عقب نیفته برای : واااااای این چیه کردن باباش!

این کارت خودمونه. این خونمونه. گفت میخوام درش باز باشه. قیچی زدیم بهش که باز شه. اون سبزای کنار خونه آدم هستند. در رو که باز کنی مانی رو توش میبینی!

Happy Valentine day

کارت رفقا متعاقبا پست خواهد شد. نه که همینجوری بندازیم تو صندوق پست ها! مانی شخصا به پستخونه میره و ...سناریو ادامه دار میشه.

     ---------------------------------------------------------------------------------------------

بعد الوااای این چیه!!! : نقد اثر

فضای سبز، آسمان آبی: من و روزبه در جلسه نقد و بررسی آثار هنری اخیر مانی به این نتیجه رسیدیم که در این آثار تاثیر محیط جدید اطراف خونه مشاهده میشود. چند  عکس از محیط خونه برای رو کردن دست هنرمند:

فعلا لینکش رو میذارم تا بعدا بهنام ژیگولیش کنه.

اون خونه سمت چپیه خونه ما هست.

http://usera.imagecave.com/mymani/rahpele.jpg 

 این هم جلوی خونه.

http://usera.imagecave.com/mymani/favare.jpg

 این عکس رو  از پنجره گرفتم.

http://usera.imagecave.com/mymani/chamanzani.jpg

 

  سیب : بر کسی پوشیده نیست که سیب در هنر، ادب، و اسطوره جایگاه خاصی دارد!!! اما دروغ چرا ما فکر میکنیم سیب مانی از داستان سیب مال کیه اومده. در این کتاب شاعر (خرگوش) می فرماید:

به به به چه سیبی        سیب سرخ و تمیزی

وای دهنم آب افتاد         کاشکی پایین میافتاد...

خورشید: خورشیدش منو کشته! ( یواشکی بهنام نخونه بگم که وقتی برای بهنام نقاشی میکشید اول خورشید رو کوچیک کشید . گفت (با خودش) : چون ابرا جلوش هستن. بعد هی دایره اش رو بزرگ و بزرگتر کرد و گفت (باز با خودش): بارون تموم شد. خورشید بزرگ ،بزرگ، بزرگ... میشه.)

----------

بخش خودمونی:

- تاتایی عمه تولدت مبارک. مانی خیلی به یادته. با موبایلش باهات حرف میزنه و دعوتت میکنه به مهمونی.

- ترانه. مرسی به مانی سر میزنی. مانی دوستت داره.

- بهار ، سایه، شبنم، از مهربونیتون ممنون.

- شادی، کتاب ستاره و بابابزرک همچنان کتاب منتخب مانیه. به آمریکاییهای (Dennis, Julia..  اینجا هم نشونش میدم. برای قسمت سرخپوست بازیش ذوق میکنن!

/ 9 نظر / 11 بازدید
متهم

سلام وبلاگ قشنگي داري. اميدوارم موفق باشي خوش بحالت، نه بخاطر قشنگي وبلاگت خوش بحالت، نه بخاطر زنده بودنت خوش بحالت، بخاطر آزاد بودنت بدا بحالم، چون فقط تا چند روز ديگه آزادم! اميدوارم که تو اين مدت کمي که مي تونم به وبلاگم سر بزنم، شما رو هم ببينم. در ضمن خوشحال مي شم که با هم تبادل لينک کنيم به اميد ديدار، اي انسان آزاد

بهنام

ما منتظر کارتمون هستيم. هيچ‌جا نمی‌ريم همين‌جا هستيم.. ببينم کادوی کدوممون زودتر ميرسه ها ببئی جونم.. آهای پروانه با مانی بودما... برو اونورتر...

taraneh

aziiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiize goongoolam!!! ( ajab kalamee sakhtam!) vay khoda man che ghadr khosh be halam shode ke jinghil khan baram kart dorost karde vay!I miss u MANI kashki boodi shekam koochooloot ro mikhordam ta bekhandi!!! rasi man dare oon khoonehe ro ham baz kardam vali mani rafte bood wc nadidamesh!! mesle hamishe kolli boose havaee barash mifrestam

پریسا

Happy valentine parvane aziz bebinam mo felfeli pas man chi vasam kart dorost nemikoni parvane khoshbehale mani ke ye mamane bazoghi mese to dare

سحر و سپیده کمالي

مانی جون زن عمو پروانه وعمو روزبه ولنتاين شما مبارک دلمون براتون خيلی تنگ شده

بهنام

به جای اين غرتی بازی‌های امضا بازی اينجا رو آپ کن که بچه‌ت ۱۵ سال ديگه ازت شاکی نشه!

بهار

مانی موفرفری ملوسم ميدونی دلم ميخواد از لپات يه بوس آبدار بگيرم؟! اينايی که پروانه ازت مينويسه منو نديده عاشقت کرده ها!